شمارهٔ ۶۶۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دریغ صحبت یاران و دوستان انیس
۲
دریغ عمر گرامی و روزگار نفیس
۳
مدارِ دور به هم برزد استقامتِ من
۴
ز گفتههای شنیع و ز کردههای خسیس
۵
مگر شنیده نبودم که در بهشت برین
۶
به مکر و شعبده با بوالبشر چه کرد ابلیس
۷
هوای هاویه بر من مگر مسلّط شد
۸
که شد مدبّر عقلم مسخّر تلبیس
۹
زمانه داشت مجنّس حساب ما یکچند
۱۰
کنون به تفرقه خطّی نهاد بر تجنیس
۱۱
امید نیست که باز آورد به هیچ سبیل
۱۲
بریدِ باد نسیمی ز روضهٔ بلقیس
۱۳
به بی معامله سودا چه میپزند کسان
۱۴
که نیست نقد وفایی زمانه را در کیس
۱۵
تراب و رمل به سر بر چه سود اگر ریزم
۱۶
چو در مقامه ی هفتم دوباره شد اِنکیس
۱۷
چو احتراق زحل جان من بسوخت چه سود
۱۸
ز استقامت تیر و سعادت برجیس
۱۹
تراب بر سرِ من گر سرم فرود آید
۲۰
به هندویی که بر افلاک و انجم است رئیس
۲۱
نزاریا که نگویم دگر ز انجم و چرخ
۲۲
خطی چنین به گواهی انجمن بنویس
