زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۶۷۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلا خاک در دیدۀ عقل پاش
۲
نه از خویشتن عاقلی بر تراش
۳
اگر اهلِ دنیا زبون اند و خوار
۴
تو باری گدایی ازین خیل باش
۵
و بالِ تو در آفرینش تویی
۶
نبودی تویِ تو در اصل کاش
۷
بر افکنده را چون درو محو شد
۸
توان کرد تصدیقِ نسبت به ماش
۹
به جانی دگر زنده اند اهلِ دل
۱۰
غذایِ محقّق نه نان است و آش
۱۱
ملامت گرِ مدّعی گو مدام
۱۲
به طعنه دلِ اهلِ دل می خراش
۱۳
اگر پوستت چون نخود در کشند
۱۴
نشاید که صفرا کنی هم چو ماش
۱۵
ندانی ندانی که مردانِ حق
۱۶
نکردند اسرارِ پوشیده فاش
۱۷
کجا گر درآید نشیند سروش
۱۸
مگر خانه خالی کنی از قماش
۱۹
تو مخلوقی و آفریننده را
۲۰
ندانی نبینی به عقلِ معاش
۲۱
که را بینی ار او نگوید ببین
۲۲
که را باشی ار او نگوید بباش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.