زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۷۱۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دل از گردش ایام مخالف مخروش
۲
با قضایی که ز تدبیر برون است مکوش
۳
غم بگذشته و اندیشه ی آینده هباست
۴
حال دریاب و مخور بیهُده اندوه می نوش
۵
دوش بگذشت و مبر رنج که نو باز آری
۶
نتوان ساختن امروز ز سرمایه ی دوش
۷
من اگر می نخورم ور بخورم هر دو یکی ست
۸
با من شیفته نه عقل بماندست و نه هوش
۹
صبر نیک است ولیکن ننشیند واله
۱۰
پند خوب است ولیکن ننیوشد مدهوش
۱۱
رنگ چون گیرم و چون توبه به تزویر کنم
۱۲
من نه آنم که مزوَّز خرم از زرق فروش
۱۳
من ز تصنیف معاند متغیر نشوم
۱۴
هم مگر باز برد هرزه سوی هرزه نیوش
۱۵
تا مصفا نشود مرد نباشد صوفی
۱۶
تو که اسما ز مُسما نشناختی خاموش
۱۷
گر به صوف است و صفا کیست که او صوفی نیست
۱۸
کار خام است مگر پخته شوی پاک به جوش
۱۹
آیت توبه ز مبدای ازل خوانده ام
۲۰
هرچه خود وقت درآید به من آیند سروش
۲۱
وای از دست نزاری که سبک بار چنین
۲۲
برگرفت از سر اسرار نهانی سرپوش
۲۳
هر زمانم نگریده ست به عین الله چشم
۲۴
دم به دم می رسدم بانگ انالحق در گوش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.