زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۷۱۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نگارا پری زاده ای یا سروش
۲
اگر آدمی زاده ای رخ مپوش
۳
ز چین عرق چین مشکین تو
۴
ختا در فغان است و چین در خروش
۵
درون لبت چشمه روح بخش
۶
خَضِر بر کنار و میان پر ز نوش
۷
دل اهل دل را پریشان مدار
۸
به آزردن بی گناهان مکوش
۹
گذشت از فلک ناله داد خواه
۱۰
تو در خواب و از غفلت آکنده گوش
۱۱
بر افتادگان مرحمت واجب است
۱۲
ز فریاد خواهان سخن می نیوش
۱۳
مرا رایگانی بدادی ز دست
۱۴
بود رنج نابرده ارزان فروش
۱۵
چو من هرکه مست از الست آمده
۱۶
به صور قیامت نیاید به هوش
۱۷
نشان گروهی که هم فطرت اند
۱۸
چو بیند مرا باز بیند دروش
۱۹
بدم دوش تا روز در رستخیز
۲۰
بسا شب که تا روز بودم چو دوش
۲۱
کنارم شود تا میان پر سرشک
۲۲
به موج از میانم برآید به دوش
۲۳
چو عکس خیالت درآمد ز در
۲۴
همین تا بدیدم برفتم ز هوش
۲۵
چو خور برزند سر ز جیب افق
۲۶
نظر را نماند نه تاب و نه توش
۲۷
نزاری نیی مرد میدان عشق
۲۸
و گر گویم افسرده ای بر مجوش
۲۹
محیط محبت ندارد کران
۳۰
مکن دعوی آشنایی خموش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.