شمارهٔ ۷۶۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تویی که بر تو نباشد مرا نظیر و بدل
۲
منم که از تو نگردم جدا به تیغِ اجل
۳
بیا که در همه عالم به مهربانیِ ما
۴
کسی دو عاشقِ صادق دگر نبیند بَل
۵
که خود ز شفقتِ ما تا هزار سالِ دگر
۶
میانِ خلقِ جهان عاشقان زنند مثل
۷
هنوز رویِ تو نادیده آشنا بودیم
۸
تو خود حواله ی ما بوده ای به حکمِ ازل
۹
به چشمِ عشقِ دلت برگزیده ایم نخست
۱۰
به مهرِ جانِ خودت پروریده ایم اوّل
۱۱
امید و بیمِ من از دوزخ و بهشت تویی
۱۲
وگر نه آن چه خطر دارد این یکی چه محل
۱۳
بهشتِ جانِ نزاری تویی و خوش تر از آن
۱۴
نیافرید بهشتی خدای عّزَوجَلّ
