زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۷۷۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بیا دل ز دنیایِ دون بر گسل
۲
که بس رونقی نیست در آب و گل
۳
سلوکِ تو از خود برون رفتن است
۴
شدن با دگر سالکان متّصل
۵
به دنبالِ آن سالکان کی رسی
۶
به احوالِ دنیا چنین مشتغل
۷
گروهی گرفته رهِ فلسفه
۸
گروهی دگر مذهبِ معتزل
۹
علی الجمله هر کس به خود مذهبی
۱۰
نهادند از یک دگر منفصل
۱۱
مقصّر جدا گشته غالی جدا
۱۲
برون رفته از جاده ی معتدل
۱۳
رهِ راستان است و فرمان بَران
۱۴
زری پاک و پاکیزه از غشّ و غل
۱۵
قیامت که موقوف دارند خلق
۱۶
به نَطوی السّماءَ کطیِ السِجِل
۱۷
اگر سّرِ این سَتر پیدا کنم
۱۸
کجا طاقت آرند کو محتمل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.