زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۷۷۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به جز ملامتم از دل نمی شود حاصل
۲
چه می کنم ز چنین دل که خاک بر سرِ دل
۳
چه توبه ها که بکردم ز عشق و سود نداشت
۴
دلِ ستیزه کشم باز می کند باطل
۵
حریص می کنمش بر صلاح و بر تقوا
۶
به جز به شیشه و شاهد نمی شود مایل
۷
ملامتی ز پس است و قیامتی در پیش
۸
دو واقعه ست یکی مشکل و دگر هایل
۹
هنوز واقعه ی مشکلِ دگر دارم
۱۰
که دل گرو بنشسته ست و یار مهر گسل
۱۱
زمانه حل نکند مشکلاتِ عشقِ مرا
۱۲
که جزوِ مشکلِ من مشکل است وکُل مشکل
۱۳
به حلّ و عقدِ خردعشق باز نتوان داشت
۱۴
حیَل چه دفع کند چون قضا شود نازل
۱۵
شکیب کردنِ من خود ز دوست ممکن نیست
۱۶
که عقل بر سرِ پای است و صبر مستعجل
۱۷
چه بادیه ست که در باده ی ولایتِ عشق
۱۸
که نه منازلش آید پدید و نه ساحل
۱۹
درونِ سینه ی من عشق و بی خبر من از او
۲۰
که شرم باد مرا زین حیاتِ بی حاصل
۲۱
بسی به خانه ی درویش اتّفاق شده ست
۲۲
که پادشاه فرود آمده ست و او غافل
۲۳
به گوشِ جان دو سه نوبت شنیدم این آواز
۲۴
ز ما ورایِ نهم آسمان به صد منزل
۲۵
نزاریا تو چه مرغی که از دریچۀ غیب
۲۶
به دامِ عشق در افتاده ای چنین مقبل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.