شمارهٔ ۷۷۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
باد آمد و گشاد نقاب از رخانِ گل
۲
ابر آمد و نهاد گهر در میانِ گل
۳
آمد گهِ شکفتنِ گل در میانِ باغ
۴
و آمد گهِ نشستنِ ما در میانِ گل
۵
می با گل آشنا شد و مرغان به سویِ او
۶
پیغام ها دهند همی از زبانِ گل
۷
سوگندها خوردند به گلزارها کنون
۸
مستان به جامِ باده و مرغان به جانِ گل
۹
بی چاره عندلیب نخسبد یکی زمان
۱۰
در بوستان شده ست کنون پاس بانِ گل
۱۱
دستان ها رسد به نو از بلبلان همی
۱۲
گویی که کرده اند ز بر داستانِ گل
۱۳
گشتند مدح خوانِ نزاری به روز و شب
۱۴
من مدح خوانِ شاهم و او مدح خوانِ گل
