زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۷۸۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرا چو مست روان کرده بوده اند از اوّل
۲
هنوز مستم و ثابت قدم نه مستِ مُزلزل
۳
چنین مداومتم بر مدام دست ندادی
۴
گرم به دست نبودی زمامِ مخرج و مدخل
۵
غبارِغم به می از رویِ روزگار توان برد
۶
که زنگ از آینه نتوان زدود جز که به صیقل
۷
مرا چو وحش نباید به کوه و دشت دویدن
۸
اگر قضا نکند چشمِ آهوانه مکحَّل
۹
کَهای شیفتگی بودمی و سلسله سایی
۱۰
اگر زمانه نکردی کمندِ زلف مسلسل
۱۱
ملامتم مکن ای معترض چو با زندانی
۱۲
تعلّقاتِ محقّق ز ترهّاتِ مخیّل
۱۳
برو که سدره نشینان از آن گروه نباشند
۱۴
که در برازخِ دنیا بمانده اند معّطل
۱۵
به چشمِ راست نداند که بیندم متعصّب
۱۶
چه دید خواهد جز عکسِ دیده دیدۀ احول
۱۷
عنانِ عزم به تسلیم داده اند مجانین
۱۸
مرادِ قیس میسّر نشد به بازویِ نوفل
۱۹
بلایِ عشق سلامت شکست و شیفته خاطر
۲۰
به قال و قیل نگشته ست مشکلاتِ چنین حل
۲۱
نزاریا نتوانی به خودِ رسید به جایی
۲۲
بکوش تا نکنی بر قیاسِ خویش معوّل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.