شمارهٔ ۷۸۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بر بویِ وفایی که ندیدم ز تو نا اهل
۲
افسوس جفایی که کشیدم ز تو نا اهل
۳
جز غصّه و بی داد نخوردم ز تو بی رحم
۴
جز زهرِ ملامت نچشیدم ز تو نا اهل
۵
بس تن که به خواری بنهادم ز تو ناجنس
۶
بس دستِ تغیّر که گزیدم ز تو نا اهل
۷
یا رب چه بلاها که کشیدم ز تو ظالم
۸
یا رب چه جفاها که شنیدم ز تو نا اهل
۹
گفتی ز من است این که به جایی نرسیدی
۱۰
الحق به کمالی نرسیدم ز تو نا اهل
۱۱
دیگر نبرم نامِ تو وز تو نکنم یاد
۱۲
پیوندِ محبّت ببریدم ز تو نا اهل
۱۳
تو هم بحلی گر نکنی یاد نزاری
۱۴
بس دم که به افسوس خریدم ز تو نا اهل
