زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۸۲۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن شب که وداعِ یار کردم
۲
عزمِ سفر اختیار کردم
۳
در بر همه شب لبش مکیدم
۴
وز نی شکر اعتبار کردم
۵
تا وقتِ نماز طوقِ گردن
۶
زان گیسویِ مشک بار کردم
۷
چندین مستی و بی قراری
۸
زان نرگسِ پُر خمار کردم
۹
بر خرمنِ گل بسی مراغه
۱۰
تا روز به رغمِ خار کردم
۱۱
لعلش به ستیزۀ رقیبان
۱۲
دندان بزدم فگار کردم
۱۳
هنگامِ رحیل بس که فریاد
۱۴
از گردشِ روزگار کردم
۱۵
دل خون شد و خون به سر برآمد
۱۶
آن دم که ازو کنار کردم
۱۷
برخاست به زیر پای او گِل
۱۸
بس کز مژه خون نثار کردم
۱۹
یادِ سرِ دستِ پر نگارش
۲۰
جان در سرِ آن نگار کردم
۲۱
دیّار ندیده ام خبر گوی
۲۲
تا رحلت از آن دیار کردم
۲۳
بس ناله که چون نزاریِ زار
۲۴
از دردِ فراقِ یار کردم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.