شمارهٔ ۸۴۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چرا چنین شب و روز انتظار می دارم
۲
که چشمِ مرحمتی زان نگار می دارم
۳
به یادِ سیمِ بُنا گوش و عقدِ زیورِ او
۴
همیشه لعل و گهر در کنار می دارم
۵
بسوختم چه کنم گرچه طاقتم برسید
۶
به صد مجاهده صبری به کار می دارم
۷
اگرچه سست رکابم بر اسبِ صبر و قرار
۸
لگام بر سرِ عهد استوار می دارم
۹
چو فاش کرد نهانِ دلم تسلّطِ عشق
۱۰
سرشک بر مژه زان آشکار می دارم
۱۱
دلم پر آتش و چشمم پر آب می باشد
۱۲
ز بس که آرزویِ رویِ یار می دارم
۱۳
به خواب نیز نمی بینمش که شب تا روز
۱۴
ز ناوکِ مژه در دیده خار می دارم
۱۵
اگرچه از منِ مظلوم کس نمی شنود
۱۶
ولی تظلّمِ خود برقرار می دارم
۱۷
ز یار هیچ شکایت نمی کنم نی نی
۱۸
فغان ز بختِ نزاریِ زار می دارم
