زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۸۴۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در عشق تو از نوکِ قلم دود برآرم
۲
وز سینۀ چون کوره به دم دود برآرم
۳
تا بی خودم از نرگسِ ترکانۀ مستت
۴
آهی زنم از ملکِ عجم دود برآرم
۵
گر زلف گره بر گرهت باز گشایم
۶
از صد دلِ پر آتشِ غم دود برآرم
۷
از صاعقۀ برقِ نفس گر بجهانم
۸
از هرچه وجودست و عدم دود برآرم
۹
در سیر چنان گرم روم وقتِ معارج
۱۰
کاندر گذر از صاعقه هم دود برآرم
۱۱
گر راه دهد روزنِ حلقم که بنالم
۱۲
ز آتش کدۀ جور و ستم دود برآرم
۱۳
گر آهِ جهان سوز برآید ز درونم
۱۴
چون شعلۀ مشعل ز علم دود برآرم
۱۵
بی چاره دلم زار همی سوزد اگر نه
۱۶
از کارگهِ سینه به دم دود برآرم
۱۷
ساکن نشود برقِ جهان سوز نزاری
۱۸
تا عاقبت از دودِ ندم دود برآرم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.