شمارهٔ ۸۹۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دلبرا شیفته ی قامت و بالای توام
۲
کشته ی غمزه ی مستانه ی شهلای توام
۳
روز نوروز و همه خلق به خود مشغولند
۴
من مشتاق در اندیشه ی سودای توام
۵
نکنم شیفتگی پس چه کنم معذورم
۶
نشنوم پند که در بند همه جای توام
۷
این محال است که گر چند بکوشم بسیار
۸
صبر ممکن شود از روی دل آرای توام
۹
از توام صبر محال است که مولای منی
۱۰
بر منت حکم روان است که لالای توم
۱۱
فتنه ام بر دهن چون شکر شیرینت
۱۲
توتی آینه ی روی مصفای توام
۱۳
همه در وصف لب چون شکرت می گویم
۱۴
خود تودانی که نزاری شکرخای توام
