زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۹۱۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دیر برآمد که روی یار ندیدیم
۲
جرعه ای از جام وصل او نچشیدیم
۳
کار به هم برزدیم و هیچ نکردیم
۴
از پس عمری که انتظار کشیدیم
۵
وعده ی وصلی رسیده بود به اول
۶
خود نرسید آن به ما و ما برسیدیم
۷
با سر سررشته ی رضا نفتادیم
۸
بس که به خود هم چو کرم پیله تنیدیم
۹
با قدم اول آمدیم چو عمری
۱۰
بی هده بر سمت رای خویش دویدیم
۱۱
نفخه ی صورِ صدایِ عشق برآمد
۱۲
جمله ز تشویش هیبتش برمیدیم
۱۳
با ملک الموت عشق سود نکردیم
۱۴
گرچه به زاری و زور باز چخیدیم
۱۵
عاقبت الامر ترک خویش گرفتیم
۱۶
وز درکات مشابهت برهیدیم
۱۷
هم چو نزاری ز چارچوب طبیعت
۱۸
باز سوی آشیان سدره پریدیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.