شمارهٔ ۹۲۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ما که مستانِ الستیم چنان مستانیم
۲
که دگر حاجتِ آن نیست که می بستانیم
۳
نیستی چیست نماندن نفسی بر یک حال
۴
استحالت نکند هستی و ما هستانیم
۵
ساکنانیم و همه طوفِ سماوات کنیم
۶
خامشانیم و چون بلبل همه سَدْدَستانیم
۷
گه لگد کوبِ رقیبان چو بساطِ چمنیم
۸
گه خوش و تازه و خندان چو گلِ بستانیم
۹
گاه در معرکه با تُرکِ فلک هم نیزه
۱۰
گاه با زهره و به خلوتکنده همدستانیم
۱۱
سخن راست بیا تو زِ نزاری بشنو
۱۲
بشنود هر که بداند که زِ قوهستانیم
