زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۹۲۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
می‌روی ای در دلِ تنگم مقیم
۲
بازنگر از سرِ لطفِ عمیم
۳
مرحمتی کن چه شود گر به ما
۴
باز کنی گوشه‌ی چشمی به نیم
۵
از درم ای ماه درآ تا شود
۶
اخترِ برگشته‌ی من مستقیم
۷
بهر خدا بر منِ‌ مسکین ببخش
۸
تا به عوض کسب کنی حا و جیم
۹
چشمه‌ی خضرست لبت روز و شب
۱۰
ساخته از دیده‌ی من یا و میم
۱۱
یادِ صبا تحفه‌ی مشکِ ختا
۱۲
از سرِ زلف تو فرستد نسیم
۱۳
بویِ عرق‌چین تو گر بشنود
۱۴
بانگ برآید زِ عظامِ رمیم
۱۵
از پدر و مادرِ گیتی نزاد
۱۶
چون سرِ دندانِ تو درِّ یتیم
۱۷
چند کشم باده ز دردِ فراق
۱۸
تا به کی از جورِ رقیبِ لئیم
۱۹
دست به من ده به وفا و بگوی
۲۰
بسم الله الرّحمآن الرّحیم
۲۱
مهرِ نزاری نشود که به عشق
۲۲
هم ره او بود زِ عهدِ قدیم
۲۳
نیست به جز عکسِ خیالت حریف
۲۴
نیست جز اندوهِ‌فراقت ندیم
۲۵
سیم و زرش نیست بدو کی رسد
۲۶
حلقه‌ی زرّین و بناگوشِ سیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.