زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۹۴۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دورم دریغ موسمِ عشرت ز دوستان
۲
نزدیک شد که باز شود تازه بوستان
۳
یارم نمی خورد غم من هیچ و من همه
۴
خون می¬خورم به جای مِی آخر نکوست آن
۵
هرگز نداشت بی گره کینه ابروان
۶
سبحانه تعالی آخر چه خوست آن
۷
ای رشکِ آفتابِ جهان تاب روی تو
۸
یا رب چه آفتاب و چه ماه وچه روست آن
۹
گر بر رسند کآفت خورشید و ماه کیست
۱۰
خورشید و ماه هر دو بگویند اوست آن
۱۱
از نورِ محض خلقتِ او آفریده اند
۱۲
چون خلقِ خاکیان نه ز نشو و نموست آن
۱۳
عشّاق را ز سنگ ملامت حجاب نیست
۱۴
آن کو نداشت طاقتِ سنگی سبوست آن
۱۵
یا رب بود که یاد نزاری همی کنند
۱۶
در بارگاهِ خسرو آفاق دوستان
۱۷
آن شاهِ سرفراز که در جنب رایتش
۱۸
بر چرخ نیست اتلس ازرق رگوست آن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.