شمارهٔ ۹۴۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آرزومندم به روی دوستان
۲
جان و دل دارم به سوی دوستان
۳
وای وای از اشتیاق یارکان
۴
آه آه از آرزوی دوستان
۵
یاد آن شب ها که بودی تا به روز
۶
شوق ما بر های و هوی دوستان
۷
دست ما و دامن خیل خیال
۸
روی ما و خاک کوی دوستان
۹
ما ندانستیم شرط دوستی
۱۰
برشکستیم از عدوی دوستان
۱۱
عمر تاوان کرده ایم الّا هم آنک
۱۲
صرف شد در جست و جوی دوستان
۱۳
از بهشت و حور و غلمان فارغیم
۱۴
راح می خواهیم و روی دوستان
۱۵
عنبر و مشک و بهار و باغ ما
۱۶
خُلقِ یاران است و خوی دوستان
۱۷
هم صبا جانِ نزاری را حیات
۱۸
می دهد هر شب به بوی دوستان
