شمارهٔ ۹۵۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
وه که جهان در گرفت سوزِ دمِ عاشقان
۲
کون و مکان درکشید موجِ غمِ عاشقان
۳
غلغلِ اِستبشرُوا در ملکوت اوفتاد
۴
باز نهان شد عیان آن صنمِ عاشقان
۵
عشق به دستِ ازل تا به دوامِ ابد
۶
بر فلکِ مستقیم زد علمِ عاشقان
۷
چون متحرّک شود موکبِ رایاتِ عشق
۸
روحِ امین سر نهد در قدمِ عاشقان
۹
محرم اگر نیستی پای درین ره منه
۱۰
از سرِ عَمیا مرو در حرمِ عشاقان
۱۱
برگذر از ما و من بیش و کم خود مبین
۱۲
زان که کم و بیش نیست بیش و کمِ عاشقان
۱۳
رنگ دو رنگی مکن کز ازل استادِ کار
۱۴
سکّه ی وحدت نهاد بر درمِ عاشقان
۱۵
آینه ی آهنین صورتِ کجبین بود
۱۶
سینه ی یک دیگرست جامِ جمِ عاشقان
۱۷
کلکِ نزاری کند چهره ی معنی تراز
۱۸
خطِّ خطا کی روی بر قلمِ عاشقان
