شمارهٔ ۹۶۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای آرزوی جانم در پای تو افتادن
۲
جان بر تو فدا کردن سر پیش تو بنهادن
۳
بر بوی وصال تو جاوید شوم زنده
۴
گر دست دهد روزی در پای تو جان دادن
۵
گفتم مگرم روزی بنوازی و دریابی
۶
خود بخت نمی خواهد با کار من افتادن
۷
هیچ از دل آشفته خوشنود نی ام هرگز
۸
تا کی به گران جانی پیش تو بر استادن
۹
ناید ز تو دلداری هم پیش من اولا تر
۱۰
گر سعی کنی شاید در باز فرستادن
۱۱
بر گریه ی من خندی از غایت دل سوزی
۱۲
رسم است نزاری را خون از مژه بگشادن
