زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۹۷۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ناگزیریست مرا شیفته رایی کردن
۲
صبر ممکن نبود تا تو نیایی کردن
۳
به حیاتت که از آن دم که وداعت کردم
۴
کار من نیست به جز نوحه سرایی کردن
۵
خواستم باز نمودن به تو خود را الا
۶
شرط مردی نبود خویش نمایی کردن
۷
یاد تو هر نفس از دل ببرد زنگ غمم
۸
از که آموختی آیینه زدایی کردن
۹
زلف چوگان صفتت گوی دل از من بربود
۱۰
بس نبودش مگر از حلقه ربایی کردن
۱۱
کاش بی روی تو شب روز نبودی که نظر
۱۲
بی تو غبن است به خورشید سمایی کردن
۱۳
کیست خورشید که در حسن تو داخل باشد
۱۴
زان که خارج بود از جغد همایی کردن
۱۵
لقمه ای گر به نزاری دهی از خوان وصال
۱۶
سر فرو نایدش از چرخ گدایی کردن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.