کمال‌الدین اسماعیل · غزلیات

شمارهٔ ۲۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو روی خوب تو خورشید آسمان هم نیست
۲
بقّد و قامت تو سر و بوستان هم نیست
۳
ببوی آنکه برنگ رخ تو گردد گل
۴
بسی تکلّفها کرد و آنچنان هم نیست
۵
بجان ز لعل تو بوسی خریدم و دانم
۶
که گر نباشد سودی درین زیان هم نیست
۷
دو دست من ز میانت چه طرف بر بندد
۸
ترا چوبا کمر آن نیز در میان هم نیست
۹
امید بوس و کنار از تو شد بریده از آنک
۱۰
بدیدنی ز تو قانع شدیم و آن هم نیست
۱۱
کم از دهان تو باشد مرا ز لذّت وصل
۱۲
که نیم چندان روزی از آن دهدن هم نیست
۱۳
بداده ام دل و جان تا همی خورم غم تو
۱۴
که در هوای تو غم نیز رایگان هم نیست
۱۵
بنیکویی و شگرفیّ تو ببانک بلند
۱۶
نه در سپاهان، کاندر همه جهان هم نیست
۱۷
گرفتم آنکه دلت راست نیست با چاکر
۱۸
لطافتی بدروغ از سر زبان هم نیست؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.