شمارهٔ ۱۰۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای ز روی تو آب بر آتش
۲
دل ریشم متاب بر آتش
۳
ای زرشک خط تو چون خط تو
۴
جگر مشک ناب بر آتش
۵
بجز از خال و چهرة تو زدود
۶
من ندیدم حباب بر آتش
۷
بر رخت دل چرا نهم خیره؟
۸
دل نباشد صواب بر آتش
۹
لطف تو غالبست بر خشمت
۱۰
زانکه چیرست آب بر آتش
۱۱
زلف هندوی تو بسان منست
۱۲
ساخته جای خواب بر آتش
۱۳
لیک من ساکنم بیاد تو ، او
۱۴
میکند اضطراب بر آتش
۱۵
زانک ب خون بیگناهان ریخت
۱۶
میکنندش عذاب بر آتش
۱۷
گفتمش: چشم تو چرا فکند
۱۸
این دل پر ز تاب بر آتش؟
۱۹
گفت: آری بنزد بیماران
۲۰
رسم باشد کباب بر آتش