شمارهٔ ۱۱۳ - ایضا له
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای صدر روزگار به عهد تو روزگار
۲
خون دلم بشادی هر خس چه می خورد ؟
۳
روزی ز روی لطف نگویی که خود فلان
۴
در حالتی چنین خود رده کس چه می خورد؟
۵
از خورد چونکه جانوران را گزیز نیست
۶
دانم که نیست جان مقدّس ، چه می خورد؟
۷
از ما نیافت هیچ و کسی دیگرش نداد
۸
و او خود نداشت دستگهی ، پس چه می خورد؟