شمارهٔ ۲۶۰ - ایضاله
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
صاحب عادل شهاب ملک و دین
۲
ای درونت مهبط روح الامین
۳
تابرآوردی سر از جیب سخا
۴
بحر می دزدد کف اندر آستین
۵
بر امید آن که تا بخشی مرا
۶
جبّه و دستار واسب و طوق و زین
۷
تحفه یی آورده ام نزدیک تو
۸
کاندر آن حیران شود نقّاش چین
۹
بیت چندی نیز بر هم بسته ام
۱۰
هر یک اندر شیوة خود به گزین
۱۱
شعر بشنیدی و تحفه بستدی
۱۲
خود همین بود و همین بود و همین
۱۳
نی یکی از راه انصاف اندر آی
۱۴
چون تویی شه را وزیر راستین
۱۵
تو وزیری در خراسان و عراق
۱۶
صیت تو بگذشته از چرخ برین
۱۷
من گدایی ژاژ خایی بی نوا
۱۸
گه فضایل خوان و گاهی ره نشین
۱۹
من ز سیم تو ندیدم یک پشیز
۲۰
تو ز من داری متاعی بس ثمین
۲۱
این فضیلت منعکس اولیترست
۲۲
خود بچشم عقل و دانش باز ببن
۲۳
بر زمین دیدم که بارید از فلک
۲۴
بر فلک هرگز نبارید از زمین
۲۵
نقد کن باری بهای تحفه ام
۲۶
گر نفرمایی عطایی بافرین