شمارهٔ ۲۶۱ - این قطعه در مدح صدر جمال الدّین گوید و او را وسیلت بخدمت شمس الدّین خوارزمی کند
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مجلس محترم جما الدّین
۲
ای هنر او شمایل تو بیان
۳
چون تویی پایمرد اهل هنر
۴
کار کی کن مرا اگر بنوان
۵
راوی شعر من تو بو دستی
۶
هم تو اکنون جواب آن بستان
۷
شعر را نیست پیش کس حرمت
۸
پس از این ما و آیت قرآن
۹
بطریق نیابت خادم
۱۰
نه ز روی اشارت و فرمان
۱۱
بامدادی که کرده باشی غسل
۱۲
پاک و پاکیزه گشته از عصیان
۱۳
بر مخدوم شمس الدین در رو
۱۴
خدمت من بحضرتش برسان
۱۵
عذر تقصیر من بخواه ، آنگاه
۱۶
گر بود هیچگونه فرصت آن
۱۷
دست برهم نه و یکی آیت
۱۸
ز اوّل هل اتیک بروی خوان