ظهیر فاریابی · قطعات

شمارهٔ ۳۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
صدر صدور مشرق و مغرب نظام دین
۲
بر رقعه کمال تو شاهان پیاده اند
۳
چرخ بلند و همت عالیت گوییا
۴
هر دو به هم ز یک رحم و صلب زاده اند
۵
احباب تو به ذُوره دولت رسیده اند
۶
واعدات در حضیض مذلت فتاده اند
۷
در امتثال حکم تو آزادگان دهر
۸
با سرو در چمن شب و روز ایستاده اند
۹
عمری ست صاحبا که خطیبان خاطرم
۱۰
یکسر زبان به خطبه مدحت گشاده اند
۱۱
چون دیدم از طریق فراست که بی مُکاس
۱۲
دست و دلت وظیفه ارزاق داده اند
۱۳
گفتم مگر که رسم تقاضا براوفتاد
۱۴
این رسم خود به طالع ثابت نهاده اند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.