شمارهٔ ۵۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مربی فضلای زمانه شمس الدین
۲
تویی که قفل امل را سخای توست کلید
۳
از آن سپس که میان من و تو عهد دراز
۴
زمانه حبل متین مواصلت ببرید
۵
تو را به مرو درون برد و خرمت بنشاند
۶
مرا به سوی نشابور سر نگون بکشید
۷
چو تو به اسم رسالت بیامدی ناگاه
۸
دلم ز شوق ملاقات تو ز بر بپرید
۹
شدی به قاعده و پرده دار بنشاندی
۱۰
چنانک پرده صبرم ز غبن آن بدرید
۱۱
مرا به خدمت تو محض دوستی آورد
۱۲
نه رغبت زر و سیم و نه حرص نقل و نبید
۱۳
حدیث رؤیت صانع مرا محقق شد
۱۴
که دست معتزلی غالب ست و وجه پدید
۱۵
رسول را چو به دنیا نمی توان دیدن
۱۶
خدای را به قیامت چگونه بتوان دید؟