شمارهٔ ۸۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خدایگانا سالی زیادت است که من
۲
به پای حرص به گرد عراق می بدوم
۳
به چشم جز اثر عدل تو نمی بینم
۴
به گوش جز خبر جود تو نمی شنوم
۵
اگر چه تخم ثنای تو کشته ام لیکن
۶
به داس غصه شب و روز ریش می دروم
۷
قصیده ای دو کنون نظم کرده ام حالی
۸
اگر بداست و گر نیک من بدان گروم
۹
نشسته منتظر آنک فرصتی باشد
۱۰
که آن به سمع مبارک رسانم و بروم