شمارهٔ ۵۰ - ای خوش آن روز
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای خوش آن روزی که در دل مهر یاری داشتم
۲
سینه ای پرسوز چشم اشکباری داشتم
۳
یادباد آنگه که فارغ بودم از باغ و بهار
۴
درکنار از اشک گلگون لاله زاری داشتم
۵
کور بادا دیده بختم خوش آن روزی که من
۶
دیده بر راه سمند شهسواری داشتم
۷
باز رو گردانی از من چونکه آیم سوی تو
۸
آخر ای پیمان شکن با تو قراری داشتم
۹
شکر گر ناله برون شد از دلم یکبارگی
۱۰
گر هم از خوف و خطر ،خاطر غباری داشتم
۱۱
نا امیدم کردی از خود ای خوش آن روزی که من
۱۲
آرزوی بوس و امّید کناری داشتم
۱۳
گرکسی پرسد چه می گوئی تو محیی در جواب
۱۴
گویم آنجا با کسی یک لحظه کاری داشتم