شمارهٔ ۷۰ - من که ام!
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
من کیم رسوای شهروعاشق دیوانه ای
۲
آشنا با هر غمی وز خویشتن بیگانه ای
۳
هم شوم شاد از غمش کو در دلم منزل گرفت
۴
هم شوم غمگین که او جا کرد در ویرانه ای
۵
ترک شهرآشوب من در کشوری منزل نکرد
۶
تا نکرد اوّلش غمش صد رخنه در هر خانه ای
۷
گه گیاه درد روید از دلم گه خار غم
۸
من به حیرت کاین همه گل چون دمد از دانه ای
۹
میخورم خون دل و خود را به مستی می دهم
۱۰
تا کنم گستاخ پیشش ناله مستانه ای
۱۱
گفته ای محیی که باشد تا دم از عشقم زند
۱۲
در طلب فرزانه و در عاشقی فرزانه ای