شمارهٔ ۷۱ - دل پرغم
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گر دل غم پرور ما غمگساری داشتی
۲
با بلا خوش بودی و در غم قرار داشتی
۳
نام مجنون در جهان هرگز نبوده این چنین
۴
گرچنان بودی که چون من یادگاری داشتی
۵
هردو عالم را ز یک پرتو سراسر سوختی
۶
آفتاب از آتش من گر شراری داشتی
۷
گل چرا غرق عرق گشتی ز خجلت پیش تو
۸
گر نه آن بودی که از رشک تو خاری داشتی
۹
نسبتی میداشت با من شمع در سوز و گداز
۱۰
گر دل بریان و چشم اشکباری داشتی
۱۱
یار محیی گر گشودی رخ میان مردمان
۱۲
ترک یار خویش کردی هر که یاری داشتی