زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اگر ز دوستی اوست خلق دشمن من
۲
رواست گو همه عالم مباش جز دشمن
۳
مواصلت نشود منقطع به خوف و خطر
۴
مخالفت نکند معتقد به سرّ و علن
۵
نشان دوستی دوستان صادق چیست
۶
فدای حضرت جانان شدن به جان و به تن
۷
اگر بدین که من آزادم از صلاح و فساد
۸
ستون عرش بخواهد شکست گو بشکن
۹
چه کرده ام که بزاری اهل معنی نیست
۱۰
فکنده ام همه اغلال صورت از گردن
۱۱
نه مشرکم همه از لاشریک له زنهار
۱۲
بُد او یگانه و آن گه من و تو و تو و من
۱۳
بدان که فایده از خویشتن شناسی چیست
۱۴
همین که تو همه هیچی و هیچ لاف مزن
۱۵
وصول وحدت و کثرت به هم معاذالله
۱۶
من و تو شرک بود در برابر ذوالمن
۱۷
تو هیچ منمای از خود که زیرکان دانند
۱۸
که گنج را نبود جز به کنج ها مسکن
۱۹
ضمیر من نه محل نتایج سوداست
۲۰
که دختری ست چو مریم به روح آبستن
۲۱
سفینه های نزاری کدام بحر عمیق
۲۲
مرصّعات جواهر کدام دُرِّ عَدَن
۲۳
غلام همت آنم که از کفی خاشاک
۲۴
کم است در نظر رغبتش زمین و زمن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.