زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گواه است بر درد پنهان من
۲
دل و چشم بریان و گریان من
۳
کنارم غدیری شود هر صباح
۴
ز چشمان سیلاب باران من
۵
به جانت که مردم ز هجران تو
۶
چه گویم دگر آخر ای جان من
۷
به بوی تو زنده ست مسکین تو
۸
نسیمی فرست ای گلستان من
۹
اگر بی خودی می کنم عفو کن
۱۰
که دل نیست در تحت فرمان من
۱۱
دلم بی پریشانیت جمع نیست
۱۲
خوشا روزگار پریشان من
۱۳
تو دانی که ایمان من کفر تست
۱۴
نداند کسی رمز پنهان من
۱۵
اگر کفر ظلمت بود پس چراست
۱۶
مقامات زلف تو ایمان من
۱۷
نشاید نزاری چنین مبتلا
۱۸
به دود و تو فارغ ز درمان من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.