متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دوش مرا گفت عقل از سر رای زرین
۲
کای پسر احباب را بر دو جهان بر گزین
۳
جز دم ایشان مزن جز درِ ایشان مرو
۴
جز دل ایشان مجوی جز رخِ ایشان مبین
۵
بس ز وجود و عدم تا به کی از کیف و کم
۶
خیز برون نه قدم از صفتِ کفر و دین
۷
گر قدم جان نهی در ره اخلاص شان
۸
در قدمت آسمان پست شود چون زمین
۹
عزم فلک باشدت مجلس ایشان طلب
۱۰
خلد برین بایدت در صف ایشان نشین
۱۱
جام محبت بگیر از کف ساقی بنوش
۱۲
اینت شراب طهور در نظر حور عین
۱۳
در طلب زندگی باز نمایی مگر
۱۴
از قدح عارفان چشمه ماءِ معین
۱۵
روی بگردان ز خود راهِ بقا پیش گیر
۱۶
روی ندارد به حق راهِ بقا جز چنین
۱۷
جان نزاری فدا در قدم دوستان
۱۸
در روشِ عشق نیست مرتبه ای بیش از این
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.