متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عشق با هر کس که گردد هم نشین
۲
هم ز کفر آزاد ماند هم ز دین
۳
کفر و دین بگذار و صورت محو کن
۴
مردِ عاشق را نه آن باشد نه این
۵
کی رسی بر آسمان شوق عشق
۶
نا شده در پای سربازان زمین
۷
از درون خانه آگه کی شود
۸
تابرون باشی ز در چون زو فرین
۹
تا نیابی در حریم عشق راه
۱۰
کی بود علم الیقین عین الیقین
۱۱
چند باشی هم چو سیم قلب خوار
۱۲
چارسو در بند زر هم چون نگین
۱۳
دامن از بی حاصلی درکش خوشی
۱۴
پس به آزادی بر افشان آستین
۱۵
ذوق درویشی نمی دانی چه سود
۱۶
زهر درویشان نه خوش تر ز انگبین
۱۷
زین بساط بی بقا برخیز زود
۱۸
بعد از آن بر مسند باقی نشین
۱۹
هر چه می خواهی برای دوست خواه
۲۰
هر چه می بینی برای دوست بین
۲۱
از ولایت دوستی حشمت طلب
۲۲
ور تجمّل دشمنی عزلت گزین
۲۳
ور قلندر شیوه ای یکسان شمر
۲۴
جور و عدل و صلح و جنگ و مهر و کین
۲۵
یا زن ِ زن باش رو یا مرد مرد
۲۶
گه چنان تا چند باشی گه چنین
۲۷
چون سخن دیوانه وارست ایمنم
۲۸
از گزند نکته گیر و حرف چین
۲۹
بر فلک هر لحظه تحسین می کنند
۳۰
آفرین باد ای نزاری آفرین
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.