متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زلف تو چون چشم مست تاب گرفته
۲
آتش رخساره ی تو آب گرفته
۳
شب همه شب چشم من بمانده در انجم
۴
چشم تو را تا به روز خواب گرفته
۵
چین عرق¬چین تو چو نیفه ی نافه
۶
خاصیت بوی مشک ناب گرفته
۷
طره ی زلف تو گرد ماه جمالت
۸
هم چو ذنب پیش آفتاب گرفته
۹
مالک حسن تو در ممالک خوبی
۱۰
ملک به سر پنجه ی خضاب گرفته
۱۱
مونس من کیست در مقام محبت
۱۲
آن که خرد زو خطا صواب گرفته
۱۳
آتش و آب است ممتزج که به حکمت
۱۴
صورت او صفوت شراب گرفته
۱۵
کنیت و نامش چو جم کرده خردمند
۱۶
پس می از آن جمله انتخاب گرفته
۱۷
ای دل شوریده ی نزاری مسکین
۱۸
بس که به خون خودت شتاب گرفته
۱۹
لاف مزن بس که مرغ عیش و نشاطم
۲۰
ترک هوای دل خراب گرفته
۲۱
من نروم بر پی توهم چو تو خود بین
۲۲
عقل ازین ورطه اجتناب گرفته
۲۳
خاک بر آن سر که نیست معتقد او
۲۴
پس روی آل بوتراب گرفته
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.