شمارهٔ ۱۰۷۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ساقی میِ شوق ناک در ده
۲
بر سرکش و ده به دست و سر ده
۳
نقل از لب یار خوش تر آید
۴
از پسته ی خویشتن شکر ده
۵
جانی ز دهان جام بستان
۶
بوسی به لبِ پیاله بر ده
۷
بر دستِ گریز پای نه جام
۸
عذرش منیوش تا به سر ده
۹
ور پاک بخورد و جرعه نگذاشت
۱۰
در حال بدو یکی دگر ده
۱۱
ور مست به خانه می رود باز
۱۲
تکلیف مکن برو گذر ده
۱۳
مشنو ز غرامتی بهانه
۱۴
گو قصه مکن دراز زر ده
۱۵
ور بی نمکی بود گران جان
۱۶
بر خیز و سبک سرش به در ده
۱۷
تا جذب پیاله یی توان کرد
۱۸
از اولِ روز ما حضر ده
۱۹
ترتیب چنین نگاه میدار
۲۰
گه اندک و گاه بیشتر ده
۲۱
پیغام فرست سوی منظور
۲۲
گو باز مجالِ یک نظر ده
۲۳
با پیک صبا بگوی کای باد
۲۴
ما را ز مقام او خبر ده
۲۵
من بعد سخن مگو نزاری
۲۶
ترکِ سخنان مختصر ده
۲۷
بر یاد بساط مجلس شاه
۲۸
بر خیز و شراب شوق در ده
