متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مسیح اگر به نفس کرد مرده‌ای زنده
۲
بیا که مرده به می زنده می کند بنده
۳
غلام همّت دهقان و دست و بیل وی‌ام
۴
که شاخِ رز بنشانده‌ست و بیخ غم کنده
۵
مرا چه غم که ملامت کنند مدعیان
۶
محیط کی به دهان سگان شود گنده
۷
گذشته فایده برد از گذشته راست چنانک
۸
رسد نصیبهٔ آینده هم به آینده
۹
بیار تا تو چه داری به نقد و کیسهٔ نقد
۱۰
به نقدِ وقت نگه‌دار زر پاینده
۱۱
مشو به طاعت بی‌طوعِ خویشتن مغرور
۱۲
که بر عبادتِ ما می‌کند قضا خنده
۱۳
مگر عنایت حق دست گیرِ ما باشد
۱۴
به یمن طالع میمون و بختِ فرخنده
۱۵
برونِ زرق فروشان به ازرقِ تزویر
۱۶
مزیّن است و درونشان به حشو آگنده
۱۷
ز بیمِ آتشِ دوزخ ز آب بر مشکن
۱۸
بهادری نکند لشکریِّ ترسنده
۱۹
شراب خواره چه ماند به ظالمی که چو سیل
۲۰
به یک مصادره سد خان و مان برافکنده
۲۱
غنیمت است به جان جرعه‌ای و تا یابی
۲۲
بخر نزاری، مشنو که نیست ارزنده
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.