متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ماییم و جانی بر دهان از جور هجران آمده
۲
نی سهو گفتم جان به لب بر بوی جانان آمده
۳
در انتظار وصل شد ده روزه ایّامِ بقا
۴
مقصود کی حاصل شود عمری به پایان آمده
۵
طاقت ندارم بیش ازین درد فراق دوستان
۶
مِن بعد چون پنهان کنم دردی به درمان آمده
۷
ای باد بگذر یک شبی بر روضهٔ جانان من
۸
تا بر زمین خلدی دگر بینی زرضوان آمده
۹
در روضه ماهی حور وش کز عکسِ نورِ رویِ او
۱۰
هر روز بر بام فلک خورشید تابان آمده
۱۱
بی تو چنان زارم که گر بیند رقیبت بر درم
۱۲
گوید نزاری نیست این شخصیست بیجان آمده
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.