متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مگر وصال تو روزی شود دگرباره
۲
به قدرِ جهد بکوشم به حیله و چاره
۳
به رغم جانِ رقیبت چه‌گونه می‌خواهم
۴
که خاک بر سرِ آن ظالم ستم‌گاره
۵
دراوفتاد به پایِ تو باز چون خلخال
۶
گرفته دستت و بوسیده باز چون یاره
۷
به حسنِ تو نبود دل‌بری جفا پیشه
۸
به بخت من نبود عاشقی جگرخواره
۹
چو مرغ زیرک اگرچه رمیده دل بودم
۱۰
به دامِ عشق برآویختم دگرباره
۱۱
ترا چه غم که ز جورِ تو چون نزاری زار
۱۲
هزار دل‌شده سرگشته‌اند و آواره
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.