شمارهٔ ۱۰۹۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مگر وصال تو روزی شود دگرباره
۲
به قدرِ جهد بکوشم به حیله و چاره
۳
به رغم جانِ رقیبت چهگونه میخواهم
۴
که خاک بر سرِ آن ظالم ستمگاره
۵
دراوفتاد به پایِ تو باز چون خلخال
۶
گرفته دستت و بوسیده باز چون یاره
۷
به حسنِ تو نبود دلبری جفا پیشه
۸
به بخت من نبود عاشقی جگرخواره
۹
چو مرغ زیرک اگرچه رمیده دل بودم
۱۰
به دامِ عشق برآویختم دگرباره
۱۱
ترا چه غم که ز جورِ تو چون نزاری زار
۱۲
هزار دلشده سرگشتهاند و آواره
