بخش ۹۰ - ترسیدن کودک از آن شخص صاحب جثه و گفتن آن شخص کی ای کودک مترس کی من نامردم
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کنک زفتی کودکی را یافت فرد
۲
زرد شد کودک ز بیم قصد مرد
۳
گفت ایمن باش ای زیبای من
۴
که تو خواهی بود بر بالای من
۵
من اگر هولم مخنث دان مرا
۶
همچو اشتر بر نشین میران مرا
۷
صورت مردان و معنی این چنین
۸
از برون آدم درون دیو لعین
۹
آن دهل را مانی ای زفت چو عاد
۱۰
که برو آن شاخ را میکوفت باد
۱۱
روبهی اشکار خود را باد داد
۱۲
بهر طبلی همچو خیک پر ز باد
۱۳
چون ندید اندر دهل او فربهی
۱۴
گفت خوکی به ازین خیک تهی
۱۵
روبهان ترسند ز آواز دهل
۱۶
عاقلش چندان زند که لا تقل