زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۳۷ - چاره کردن سلیمان علیه‌السلام در احضار تخت بلقیس از سبا

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گفت عفریتی که تختش را به فن
۲
حاضر آرم تا تو زین مجلس شدن
۳
گفت آصف من به اسم اعظمش
۴
حاضر آرم پیش تو در یک دمش
۵
گرچه عفریت اوستاد سحر بود
۶
لیک آن از نفخ آصف رو نمود
۷
حاضر آمد تخت بلقیس آن زمان
۸
لیک ز آصف نه از فن عفریتیان
۹
گفت حمدالله برین و صد چنین
۱۰
که بدیدستم ز رب العالمین
۱۱
پس نظر کرد آن سلیمان سوی تخت
۱۲
گفت آری گول‌گیری ای درخت
۱۳
پیش چوب و پیش سنگ نقش کند
۱۴
ای بسا گولان که سرها می‌نهند
۱۵
ساجد و مسجود از جان بی‌خبر
۱۶
دیده از جان جنبشی واندک اثر
۱۷
دیده در وقتی که شد حیران و دنگ
۱۸
که سخن گفت و اشارت کرد سنگ
۱۹
نرد خدمت چون بنا موضع بباخت
۲۰
شیر سنگین را شقی شیری شناخت
۲۱
از کرم شیر حقیقی کرد جود
۲۲
استخوانی سوی سگ انداخت زود
۲۳
گفت گرچه نیست آن سگ بر قوام
۲۴
لیک ما را استخوان لطفیست عام

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.