زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۵۹ - نوشتن آن غلام قصهٔ شکایت نقصان اجری سوی پادشاه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
قصه کوته کن برای آن غلام
۲
که سوی شه بر نوشتست او پیام
۳
قصه پر جنگ و پر هستی و کین
۴
می‌فرستد پیش شاه نازنین
۵
کالبد نامه‌ست اندر وی نگر
۶
هست لایق شاه را آنگه ببر
۷
گوشه‌ای رو نامه را بگشا بخوان
۸
بین که حرفش هست در خورد شهان
۹
گر نباشد درخور آن را پاره کن
۱۰
نامهٔ دیگر نویس و چاره کن
۱۱
لیک فتح نامهٔ تن زپ مدان
۱۲
ورنه هر کس سر دل دیدی عیان
۱۳
نامه بگشادن چه دشوارست و صعب
۱۴
کار مردانست نه طفلان کعب
۱۵
جمله بر فهرست قانع گشته‌ایم
۱۶
زانک در حرص و هوا آغشته‌ایم
۱۷
باشد آن فهرست دامی عامه را
۱۸
تا چنان دانند متن نامه را
۱۹
باز کن سرنامه را گردن متاب
۲۰
زین سخن والله اعلم بالصواب
۲۱
هست آن عنوان چو اقرار زبان
۲۲
متن نامهٔ سینه را کن امتحان
۲۳
که موافق هست با اقرار تو
۲۴
تا منافق‌وار نبود کار تو
۲۵
چون جوالی بس گرانی می‌بری
۲۶
زان نباید کم که در وی بنگری
۲۷
که چه داری در جوال از تلخ و خوش
۲۸
گر همی ارزد کشیدن را بکش
۲۹
ورنه خالی کن جوالت را ز سنگ
۳۰
باز خر خود را ازین بیگار و ننگ
۳۱
در جوال آن کن که می‌باید کشید
۳۲
سوی سلطانان و شاهان رشید

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.