زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۶۰ - حکایت آن فقیه با دستار بزرگ و آنک بربود دستارش و بانگ می‌زد کی باز کن ببین کی چه می‌بری آنگه ببر

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
یک فقیهی ژنده‌ها در چیده بود
۲
در عمامهٔ خویش در پیچیده بود
۳
تا شود زفت و نماید آن عظیم
۴
چون در آید سوی محفل در حطیم
۵
ژنده‌ها از جامه‌ها پیراسته
۶
ظاهرا دستار از آن آراسته
۷
ظاهر دستار چون حلهٔ بهشت
۸
چون منافق اندرون رسوا و زشت
۹
پاره پاره دلق و پنبه و پوستین
۱۰
در درون آن عمامه بد دفین
۱۱
روی سوی مدرسه کرده صبوح
۱۲
تا بدین ناموس یابد او فتوح
۱۳
در ره تاریک مردی جامه کن
۱۴
منتظر استاده بود از بهر فن
۱۵
در ربود او از سرش دستار را
۱۶
پس دوان شد تا بسازد کار را
۱۷
پس فقیهش بانگ برزد کای پسر
۱۸
باز کن دستار را آنگه ببر
۱۹
این چنین که چار پره می‌پری
۲۰
باز کن آن هدیه را که می‌بری
۲۱
باز کن آن را به دست خود بمال
۲۲
آنگهان خواهی ببر کردم حلال
۲۳
چونک بازش کرد آنک می‌گریخت
۲۴
صد هزاران ژنده اندر ره بریخت
۲۵
زان عمامهٔ زفت نابایست او
۲۶
ماند یک گز کهنه‌ای در دست او
۲۷
بر زمین زد خرقه را کای بی‌عیار
۲۸
زین دغل ما را بر آوردی ز کار

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.