زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۱۲۲ - در بیان آنک شه‌زاده آدمی بچه است خلیفهٔ خداست پدرش آدم صفی خلیفهٔ حق مسجود ملایک و آن کمپیر کابلی دنیاست کی آدمی‌بچه را از پدر ببرید به سحر و انبیا و اولیا آن طبیب تدارک کننده

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای برادر دانک شه‌زاده توی
۲
در جهان کهنه زاده از نوی
۳
کابلی جادو این دنیاست کو
۴
کرد مردان را اسیر رنگ و بو
۵
چون در افکندت دریغ آلوده روذ
۶
دم به دم می‌خوان و می‌دم قل اعوذ
۷
تا رهی زین جادوی و زین قلق
۸
استعاذت خواه از رب الفلق
۹
زان نبی دنیات را سحاره خواند
۱۰
کو به افسون خلق را در چه نشاند
۱۱
هین فسون گرم دارد گنده پیر
۱۲
کرده شاهان را دم گرمش اسیر
۱۳
در درون سینه نفاثات اوست
۱۴
عقده‌های سحر را اثبات اوست
۱۵
ساحرهٔ دنیا قوی دانا زنیست
۱۶
حل سحر او به پای عامه نیست
۱۷
ور گشادی عقد او را عقلها
۱۸
انبیا را کی فرستادی خدا
۱۹
هین طلب کن خوش‌دمی عقده‌گشا
۲۰
رازدان یفعل الله ما یشا
۲۱
هم‌چو ماهی بسته است او به شست
۲۲
شاه زاده ماند سالی و تو شصت
۲۳
شصت سال از شست او در محنتی
۲۴
نه خوشی نه بر طریق سنتی
۲۵
فاسقی بدبخت نه دنیات خوب
۲۶
نه رهیده از وبال و از ذنوب
۲۷
نفخ او این عقده‌ها را سخت کرد
۲۸
پس طلب کن نفخهٔ خلاق فرد
۲۹
تا نفخت فیه من روحی ترا
۳۰
وا رهاند زین و گوید برتر آ
۳۱
جز به نفخ حق نسوزد نفخ سحر
۳۲
نفخ قهرست این و آن دم نفح مهر
۳۳
رحمت او سابقست از قهر او
۳۴
سابقی خواهی برو سابق بجو
۳۵
تا رسی اندر نفوس زوجت
۳۶
کای شه مسحور اینک مخرجت
۳۷
با وجود زال ناید انحلال
۳۸
در شبیکه و در بر آن پر دلال
۳۹
نه بگفتست آن سراج امتان
۴۰
این جهان و آن جهان را ضرتان
۴۱
پس وصال این فراق آن بود
۴۲
صحت این تن سقام جان بود
۴۳
سخت می‌آید فراق این ممر
۴۴
پس فراق آن مقر دان سخت‌تر
۴۵
چون فراق نقش سخت آید ترا
۴۶
تا چه سخت آید ز نقاشش جدا
۴۷
ای که صبرت نیست از دنیای دون
۴۸
چونت صبرست از خدا ای دوست چون
۴۹
چونک صبرت نیست زین آب سیاه
۵۰
چون صبوری داری از چشمهٔ اله
۵۱
چونک بی این شرب کم داری سکون
۵۲
چون ز ابراری جدا وز یشربون
۵۳
گر ببینی یک نفس حسن ودود
۵۴
اندر آتش افکنی جان و وجود
۵۵
جیفه بینی بعد از آن این شرب را
۵۶
چون ببینی کر و فر قرب را
۵۷
هم‌چو شه‌زاده رسی در یار خویش
۵۸
پس برون آری ز پا تو خار خویش
۵۹
جهد کن در بی‌خودی خود را بیاب
۶۰
زودتر والله اعلم بالصواب
۶۱
هر زمانی هین مشو با خویش جفت
۶۲
هر زمان چون خر در آب و گل میفت
۶۳
از قصور چشم باشد آن عثار
۶۴
که نبیند شیب و بالا کور وار
۶۵
بوی پیراهان یوسف کن سند
۶۶
زانک بویش چشم روشن می‌کند
۶۷
صورت پنهان و آن نور جبین
۶۸
کرده چشم انبیا را دوربین
۶۹
نور آن رخسار برهاند ز نار
۷۰
هین مشو قانع به نور مستعار
۷۱
چشم را این نور حالی‌بین کند
۷۲
جسم و عقل و روح را گرگین کند
۷۳
صورتش نورست و در تحقیق نار
۷۴
گر ضیا خواهی دو دست از وی بدار
۷۵
دم به دم در رو فتد هر جا رود
۷۶
دیده و جانی که حالی‌بین بود
۷۷
دور بیند دوربین بی‌هنر
۷۸
هم‌چنانک دور دیدن خواب در
۷۹
خفته باشی بر لب جو خشک‌لب
۸۰
می‌دوی سوی سراب اندر طلب
۸۱
دور می‌بینی سراب و می‌دوی
۸۲
عاشق آن بینش خود می‌شوی
۸۳
می‌زنی در خواب با یاران تو لاف
۸۴
که منم بینادل و پرده‌شکاف
۸۵
نک بدان سو آب دیدم هین شتاب
۸۶
تا رویم آنجا و آن باشد سراب
۸۷
هر قدم زین آب تازی دورتر
۸۸
دو دوان سوی سراب با غرر
۸۹
عین آن عزمت حجاب این شده
۹۰
که به تو پیوسته است و آمده
۹۱
بس کسا عزمی به جایی می‌کند
۹۲
از مقامی کان غرض در وی بود
۹۳
دید و لاف خفته می‌ناید به کار
۹۴
جز خیالی نیست دست از وی بدار
۹۵
خوابناکی لیک هم بر راه خسپ
۹۶
الله الله بر ره الله خسپ
۹۷
تا بود که سالکی بر تو زند
۹۸
از خیالات نعاست بر کند
۹۹
خفته را گر فکر گردد هم‌چو موی
۱۰۰
او از آن دقت نیابد راه کوی
۱۰۱
فکر خفته گر دوتا و گر سه‌تاست
۱۰۲
هم خطا اندر خطا اندر خطاست
۱۰۳
موج بر وی می‌زند بی‌احتراز
۱۰۴
خفته پویان در بیابان دراز
۱۰۵
خفته می‌بیند عطشهای شدید
۱۰۶
آب اقرب منه من حبل الورید

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۶ نیازمند تصمیم۶ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

گل و بلبل

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← گل و بلبل

Matched curated alias: گل; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

معشوق آرمانی

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

بازنمایی کهن‌الگو ← معشوق آرمانی

Matched curated alias: یار; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

عاشق جوینده

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

بازنمایی کهن‌الگو ← عاشق جوینده

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

معشوق

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

شامل شخصیت ← معشوق

Matched curated alias: یار; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

عاشق

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

شامل شخصیت ← عاشق

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.