زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۵۰ - در معنی این بیت «گر راه روی راه برت بگشایند ور نیست شوی بهستیت بگرایند»

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر زلیخا بست درها هر طرف
۲
یافت یوسف هم ز جنبش منصرف
۳
باز شد قفل و در و شد ره پدید
۴
چون توکل کرد یوسف برجهید
۵
گر چه رخنه نیست عالم را پدید
۶
خیره یوسف‌وار می‌باید دوید
۷
تا گشاید قفل و در پیدا شود
۸
سوی بی‌جایی شما را جا شود
۹
آمدی اندر جهان ای ممتحن
۱۰
هیچ می‌بینی طریق آمدن
۱۱
تو ز جایی آمدی وز موطنی
۱۲
آمدن را راه دانی هیچ نی
۱۳
گر ندانی تا نگویی راه نیست
۱۴
زین ره بی‌راهه ما را رفتنیست
۱۵
می‌روی در خواب شادان چپ و راست
۱۶
هیچ دانی راه آن میدان کجاست
۱۷
تو ببند آن چشم و خود تسلیم کن
۱۸
خویش را بینی در آن شهر کهن
۱۹
چشم چون بندی که صد چشم خمار
۲۰
بند چشم تست این سو از غرار
۲۱
چارچشمی تو ز عشق مشتری
۲۲
بر امید مهتری و سروری
۲۳
ور بخسپی مشتری بینی به خواب
۲۴
چغد بد کی خواب بیند جز خراب
۲۵
مشتری خواهی بهر دم پیچ پیچ
۲۶
تو چه داری که فروشی هیچ هیچ
۲۷
گر دلت را نان بدی یا چاشتی
۲۸
از خریداران فراغت داشتی

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.