زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۸۱ - آمدن آن امیر نمام با سرهنگان نیم‌شب بگشادن آن حجرهٔ ایاز و پوستین و چارق دیدن آویخته و گمان بردن کی آن مکرست و روپوش و خانه را حفره کردن بهر گوشه‌ای کی گمان آمد چاه کنان آوردن و دیوارها را سوراخ کردن و چیزی نایافتن و خجل و نومید شدن چنانک بدگمانان و خیال‌اندیشان در کار انبیا و اولیا کی می‌گفتند کی ساحرند و خویشتن ساخته‌اند و تصدر می‌جویند بعد از تفحص خجل شوند و سود ندارد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن امینان بر در حجره شدند
۲
طالب گنج و زر و خمره بدند
۳
قفل را برمی‌گشادند از هوس
۴
با دو صد فرهنگ و دانش چند کس
۵
زانک قفل صعب و پر پیچیده بود
۶
از میان قفلها بگزیده بود
۷
نه ز بخل سیم و مال و زر خام
۸
از برای کتم آن سر از عوام
۹
که گروهی بر خیال بد تنند
۱۰
قوم دیگر نام سالوسم کنند
۱۱
پیش با همت بود اسرار جان
۱۲
از خسان محفوظ‌تر از لعل کان
۱۳
زر به از جانست پیش ابلهان
۱۴
زر نثار جان بود نزد شهان
۱۵
حرص تازد بیهده سوی سراب
۱۶
عقل گوید نیک بین که آن نیست آب
۱۷
حرص غالب بود و زر چون جان شده
۱۸
نعرهٔ عقل آن زمان پنهان شده
۱۹
گشته صدتو حرص و غوغاهای او
۲۰
گشته پنهان حکمت و ایمای او
۲۱
تا که در چاه غرور اندر فتد
۲۲
آنگه از حکمت ملامت بشنود
۲۳
چون ز بند دام باد او شکست
۲۴
نفس لوامه برو یابید دست
۲۵
تا به دیوار بلا ناید سرش
۲۶
نشنود پند دل آن گوش کرش
۲۷
کودکان را حرص گوزینه و شکر
۲۸
از نصیحتها کند دو گوش کر
۲۹
چونک دردت دنبلش آغاز شد
۳۰
در نصیحت هر دو گوشش باز شد
۳۱
حجره را با حرص و صدگونه هوس
۳۲
باز کردند آن زمان آن چند کس
۳۳
اندر افتادند از در ز ازدحام
۳۴
هم‌چو اندر دوغ گندیده هوام
۳۵
عاشقانه در فتد با کر و فر
۳۶
خورد امکان نی و بسته هر دو پر
۳۷
بنگریدند از یسار و از یمین
۳۸
چارقی بدریده بود و پوستین
۳۹
باز گفتند این مکان بی‌نوش نیست
۴۰
چارق اینجا جز پی روپوش نیست
۴۱
هین بیاور سیخهای تیز را
۴۲
امتحان کن حفره و کاریز را
۴۳
هر طرف کندند و جستند آن فریق
۴۴
حفره‌ها کردند و گوهای عمیق
۴۵
حفره‌هاشان بانگ می‌داد آن زمان
۴۶
کنده‌های خالییم ای کندگان
۴۷
زان سگالش شرم هم می‌داشتند
۴۸
کنده‌ها را باز می‌انباشتند
۴۹
بی‌عدد لا حول در هر سینه‌ای
۵۰
مانده مرغ حرصشان بی‌چینه‌ای
۵۱
زان ضلالتهای یاوه‌تازشان
۵۲
حفرهٔ دیوار و در غمازشان
۵۳
ممکن اندای آن دیوار نی
۵۴
با ایاز امکان هیچ انکار نی
۵۵
گر خداع بی‌گناهی می‌دهند
۵۶
حایط و عرصه گواهی می‌دهند
۵۷
باز می‌گشتند سوی شهریار
۵۸
پر ز گرد و روی زرد و شرمسار

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.