زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۱۷۶ - قصد شاه به کشتن امرا و شفاعت کردن ایاز پیش تخت سلطان کی ای شاه عالم العفو اولی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
پس ایاز مهرافزا بر جهید
۲
پیش تخت آن الغ سلطان دوید
۳
سجده‌ای کرد و گلوی خود گرفت
۴
کای قبادی کز تو چرخ آرد شگفت
۵
ای همایی که همایان فرخی
۶
از تو دارند و سخاوت هر سخی
۷
ای کریمی که کرمهای جهان
۸
محو گردد پیش ایثارت نهان
۹
ای لطیفی که گل سرخت بدید
۱۰
از خجالت پیرهن را بر درید
۱۱
از غفوری تو غفران چشم‌سیر
۱۲
روبهان بر شیر از عفو تو چیر
۱۳
جز که عفو تو کرا دارد سند
۱۴
هر که با امر تو بی‌باکی کند
۱۵
غفلت و گستاخی این مجرمان
۱۶
از وفور عفو تست ای عفولان
۱۷
دایما غفلت ز گستاخی دمد
۱۸
که برد تعظیم از دیده رمد
۱۹
غفلت و نسیان بد آموخته
۲۰
ز آتش تعظیم گردد سوخته
۲۱
هیبتش بیداری و فطنت دهد
۲۲
سهو نسیان از دلش بیرون جهد
۲۳
وقت غارت خواب ناید خلق را
۲۴
تا بنرباید کسی زو دلق را
۲۵
خواب چون در می‌رمد از بیم دلق
۲۶
خواب نسیان کی بود با بیم حلق
۲۷
لاتؤاخذ ان نسینا شد گواه
۲۸
که بود نسیان بوجهی هم گناه
۲۹
زانک استکمال تعظیم او نکرد
۳۰
ورنه نسیان در نیاوردی نبرد
۳۱
گرچه نسیان لابد و ناچار بود
۳۲
در سبب ورزیدن او مختار بود
۳۳
که تهاون کرد در تعظیمها
۳۴
تا که نسیان زاد یا سهو و خطا
۳۵
هم‌چو مستی کو جنایتها کند
۳۶
گوید او معذور بودم من ز خود
۳۷
گویدش لیکن سبب ای زشتکار
۳۸
از تو بد در رفتن آن اختیار
۳۹
بی‌خودی نامد بخود تش خواندی
۴۰
اختیارت خود نشد تش راندی
۴۱
گر رسیدی مستی بی‌جهد تو
۴۲
حفظ کردی ساقی جان عهد تو
۴۳
پشت‌دارت بودی او و عذرخواه
۴۴
من غلام زلت مست اله
۴۵
عفوهای جمله عالم ذره‌ای
۴۶
عکس عفوت ای ز تو هر بهره‌ای
۴۷
عفوها گفته ثنای عفو تو
۴۸
نیست کفوش ایها الناس اتقوا
۴۹
جانشان بخش و ز خودشان هم مران
۵۰
کام شیرین تو اند ای کامران
۵۱
رحم کن بر وی که روی تو بدید
۵۲
فرقت تلخ تو چون خواهد کشید
۵۳
از فراق و هجر می‌گویی سخن
۵۴
هر چه خواهی کن ولیکن این مکن
۵۵
صد هزاران مرگ تلخ شصت تو
۵۶
نیست مانند فراق روی تو
۵۷
تلخی هجر از ذکور و از اناث
۵۸
دور دار ای مجرمان را مستغاث
۵۹
بر امید وصل تو مردن خوشست
۶۰
تلخی هجر تو فوق آتشست
۶۱
گبر می‌گوید میان آن سقر
۶۲
چه غمم بودی گرم کردی نظر
۶۳
کان نظر شیرین کنندهٔ رنجهاست
۶۴
ساحران را خونبهای دست و پاست

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۴ نیازمند تصمیم۴ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

گل و بلبل

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← گل و بلبل

Matched curated alias: گل; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

ساقی واسطه

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

بازنمایی کهن‌الگو ← ساقی واسطه

Matched curated alias: ساقی; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

ساقی

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

شامل شخصیت ← ساقی

Matched curated alias: ساقی; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.